Wednesday, September 2, 2009
Tuesday, August 4, 2009
Thursday, July 30, 2009
بزرگداشت شهدای نهضت سبز در قطعه 257 بهشت زهرا، ساعت 16روز پنجشنبه - فردا
بزرگداشت شهدای نهضت سبز در قطعه 257 بهشت زهرا، ساعت 16روز پنجشنبه-فردا
به گزارش قلم نیوز، پس از ارایه نشدن مجوز قانونی از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی تهران، دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای حوادث اخیر در کنار خانواده هایشان یاد و خاطره آنان را گرامی می دارند.
این مراسم، عصر پنجشنبه (فردا) ساعت ١٦ بر سر مزار ندا آقا سلطان واقع در قطعه 257 بهشت زهرا آغاز می شود.
Tuesday, July 14, 2009
بت شکنم و شیشه شکن نیستم
Monday, July 13, 2009
چند نظر جالب در حاشیه نماز جمعه به امامت هاشمی facebook موسوی

حضور میلیونی نماز گزاران سبز در 26 تیر ، همه با هم
من فکر میکنم هاشمی خیلی دیر آدم خوبی شد ، اما الان بحث کردن سرگذشته کار عبثیست . من شخصا در این نماز جمعه شرکت خواهم کرد
نرفتن یعنی شکست قویترین مرد همراه اصلاحات
از دوستان سبز شهرستانها هم دعوت می کنیم 26 تیر به تهران بیایند
به نظرم نبايد فقط از طريق اينترنت به مردم خبر بديم .ما مي توانيم اطلاعيه هاي كوچكي رو درست كنيم و هر كس در محل زندگي خود در هنگام شب پخششون كنه
کسی را نمی توان بخاطر رفتن به نماز جمعه سرکوب کرد. میتوان؟ فقط سکوت
مهم نیست کی امام جمعه است. مهم این است که همه تهران حضور داشته باشند. مهم با هم بودن است
بهترین کار سکوت و حمایت از خاتمی و موسوی است ؛ شعار تحریک کننده نباید داد. هشیار باشید
اگر جمعيت انبوه بياد نماز جمعه ديگرهيچ نيرويي توان مقابله با ما را ندارد. ازادي نزديك است. حالا هاشمي هر چي مي خواد بگه
این بزرگترین و روشن ترین نوع مخالفت با جناح حاکم است و لزوما به معنای دفاع از شخص هاشمی نیست، برهه حساسی است، موج منفی ندهیم و جمعه یک صدا و بدون نگرانی از باتون و گلوله جمعیت میلیونی خود را به رخ حاکمیت بکشیم
این هفته خیلی از این اراذل تهرانی هم نمیان و فرصت خیلی خوبیه
هر کسی که براش ممکنه اون روز بیاد ... روز بسیار مهمی هستش
حتی اگه موسوی و خاتمی نیان، حتی اگه رفسنجانی حرفی هم نزنه، حتی اگه ..... بالاخره یه موقعیت خیلی خوبیه واسه تجمع
دوستان،گاه اتحاد فرارسیده است، این فرصتی برای نشان دادان یکرنگی ما به تمامیت خواهان متحجری است که برانند که همه چیزمان را مصادره کنند،حتی نماز جمعه ی مان را! فرصتی است که باز ستانیم آنچه که از ما به زور ستانده اند، رای مان را-شعورمان را-نماز جمعه ی مان را
نه به خاطر نماز جمعه بلکه به بهانه نماز جمعه ابزارها تشیع نمادین شهدای اخیر و پخش اعلامیه و سی دی فیلمها و کلیپها و جنایات اخیر و شعار یا حسین میر حسین به جای شعار های مسخره اینا در ضمن باید صفهای جلو رو پر کنیم که هیچ کس از این شعارهای سی ساله نده به همه خبر دهید خیلی زود بیاید خیلی زود بیاید هر حرف چرندی که رفسنجانی بزنه در تشیع نمادین جوابشو میدیم به امید خدا
باور کنیم؟ اگه درست باشه ، کسایی که میرن باید یه علامت سبز با خودشون ببرن. فکرشو بکن ،نماز که میخواد شروع شه ، خانومها یه دفعه همه چادر سبز سرشون کنن. مردها هم بازو بند سبز بزنن
یه راه پیمایی کاملا با مجوز
تجمع به مناسبت قتل عام مسلمانان چین می تواند جواب دهد
من فکر نمیکنم که ضرری داشته باشه رفتن. اگر مثبت فکر کنید میبینید که این یک بهانه ای هست برای خود نمایی موج سبز و اینکه به اونهایی که کتمان میکنند حضور این جمعیت رو بگن که چطور این همه جمعیت حامی موج سبز هستند. رفسنجانی بهانه است، موسوی هم بهانه هست،، موج سبز است که جریان دارد
حتی کسایی هم که نمی خوان به نماز جمعه برن می تونن به این بهانه بیان بیرون تا جمعیت میلیونی بنظر برسه
بچه ها قرار نيست معجره اي اتفاق بيفته و مثلاً رفسنجانی بگه من ولايت فقيه را قبول ندارم اين فقط يک بهانه است برای حضور مردم بدون اينکه سرکوب شوند همين مهمه ... فقط حضور مردم و تازه وقت ام زياده می تونيم صبر کنيم ببينيم کاملاً تأييد ميشه يا نه
دوستان من خودم فقط وقتی بچه بودم چند بار پشت ایت اله طاهری نماز جمعه خوندم والان نماز را هم ترک کردم ولی کسایی که مثل من هستند نباید به خاطر نماز جمعه بودن بگن ما نمی ریم درست مثل انتخابات که حضور ما حماسه افرید ما می تونیم معنی جدیدی به نماز جمعه بدیم البته بشرط اینکه این خبر راست باشه مهم این نیست که هاشمی چی میگی مهم اینه که شما فریاد بزنید یا حسین میر حسین اگه بتونید این کار را بکنید صدای هزاران ندا و سهراب را زنده نگه داشتید
ما که بخاطر رفسنجانی نمیریم....ما فقط از این فرصت به نفع خودمون استفاده میکنیم
دوستان فکر میکنم یه فرصت خوب به دست اومده باشه انتظار زیاد از صحبت های هاشمی نداشته باشید و حق بدید که اون نخواد یه شبه جایگاه مهمه خودشو در مسئولست حساس ریس خبرگان از بین ببره فکر می کنم از این فرصت باید استفاده کرد
از فرصت بدست آمده استفاده بايد كرد. فراموش نكنيم كه فرزندان آقای هاشمی در تظاهرات با مردم بودند. مير حسين هم مياد. همه با هم، سبز،برای زدن سيلی بعدی تو دهن دولت
میلیون سبزپوش در نماز جمعه و بعد تهران مال شماست؟؟
ما به خاطر جنبش سبز به نماز جمعه ميريم. تا جمعه فرصت زياده و تا اون روز موسوي حتما براي حضورش اطلاعيه خواهد داد. مرگ بر ديكتاتور...زنده باد جنبش سبز
باید بریم هاشمی هم هرچی خواست بگه... مهم اینه که ما نماد سبز با خودمون ببریم...اگر هم رفسنجانی گفت به اعتراضات خاتمه دهید ما بعد از نماز تجمع می کنیم و اعتراض خود را نسبت به او هم نشان خواهیم داد
ما ايستاده ايم تا رسيدن به فرداي سبز
مساله نه رفسنجانی است و نه حتا اومدن نیامدن موسوی ... حضور میلیونی سبزپوشن یعنی یافتن سیمرغ در میان خودمان
هموطنان بیدار باشید، امروز حرکت ما برای رسیدن به رای دزدیده شدهٔ ما در انتخابات رئیس جمهوری است
اگر تمام ۵ میلیونی که برای دزدیده شدن رئیشان در تهران به خیابانها آمدند به این تجمع بپیوندند ، به دنیا نشان خواهیم داد که مردم ایران خواستار تغییرات هستند. فراموش نکنیم هاشمی فقط یک وسیله است، حرفهای او چندان مهم نیست چرا که هدف اصلی چیز دیگریست
هاشمی اینبار میتوانی ثابت کنی که تو به آغوش مردم باز میگردی و مردم تو را با تمام وجود خواهند پذیرفت سردار سازندگی بودی حالا سردار اصلاحات باش
بحث ما این نیست که کسی برای هاشمی پاپوش دوخته یا نه یا آدم روباهیه. بحث فرصت برای اعلام حضوره، برای مخالفت با دروغ و تقلب و ریا. مخصوصا هاشمی که خودش از مردم امروز حمایت میکنه نه از حاکم. که خیلی مهمه. پس همه رسانه باشیم تا خیلیا بیان
طرفداران میر حسین لطفا تفرقه نندازین بین مردم حتی اگه 90 درصدتون تا حالا نماز جمعه نرفتین و کلا یک بار هم وضو نگرفتین این یک بار رو برین خیلی مهمه خاتمی و میر حسین هم حضور دارند
من یکی که بخاطر این روز از اهواز میام تهران ... هرکسی هم بتونم با خودم میارم
هر جا رفسنجاني از جنبش ازاديخواهي مردم حمايت كرد او را تشويق ميكنيم
از تهرانیهای عزیز خواهش می کنم، سنگ تموم بذارین. به خبر رسانی فقط از طریق نت اکتفا نکنند، همه دسترسی به اینترنت ندارن، بایستی یا با اعلامیه های کوچک یا با خبررسانی دهان به دهان و مستقیم همه رو مطلع کنید
http://www.facebook.com/home.php?ref=home#/photo.php?pid=1909560&id=45061919453&comments
Tuesday, July 7, 2009
در راستای شعبده بازی و تقلب در انتخابات
وزارت کشور و شورای نگهبان تقریبآ به هیچ کدام از اعتراضات کسانی را که دغدغه انتخابات سالم را داشتند، پاسخ ندادند و رفتار یک سویه صدا و سیما و برخوردهای غیر انسانی نهادهای امنیتی به اعتماد مردم آسیب جدی وارد کرد
تنوع و تعداد شکایت ها و استدلال های دال بر تقلب در چارچوب یک یا دو مقاله نمی گنجد. دوستان زیادی به برخی از آن ها اشاره کرده اند و خلاصه ای از استدلال ها در اینجا لیست شده است. در پست های قبلی هم اشاراتی داشته ام. مشخصآ چند سوال ساده و مشخص ذهن من را همواره مشغول کرده و کنجکاوی خاصی برای یافتن پاسخ هایشان دارم. این سوالات را به ترتیب از وزارت کشور، شورای نگهبان، آقای رضایی و آقای موسوی دارم که در زیر می بینید
- آرایی که در شب انتخابات به سرعت و به طور میلیونی مرحله به مرحله اعلام شد دقیقآ از کجا آورده شده بود؟ در هر مرحله چه حوزه و صندوق هایی؟ طبیعی است که پاسخ به این سوال در صورتی که چیزی غیر از شعبده بازی رخ داده باشد بسیار ساده است
- بارها و با قاطعیت اعلام شد در هیچ حوزه رای گیری تعرفه تمام نشده است. با این حال جمع کل آرا در تعداد بسیار زیادی از صندوق ها مضربی از صد هستند. این نمودار فرکانس آرای صندوق هاست که به مانند معجزه ای می ماند. چگونه توجیه می کنید؟ بدیهی است توضیح های مسخره ای چون مسافرت مردم به نقاط خوش آب و هوا باطل است
- آقای رضایی شما اعلام کردید که اطلاعات مربوط به نهصد هزار رای شمرده شده خود که بسیار بیشتر از آرای اعلام شده شماست را در اختیار دارید، چرا ریز عددها را اعلام نمی کنید؟
- آقای موسوی اعلام کردید که اطلاعات شما از ناظرهایتان نشان می دهد که برنده قطعی انتخابات هستید. چرا تناقضات با آمار اعلام شده را اعلام نمی کنید؟ چه تعداد از ناظرها دقیقآ اخراج شده اند؟
نتیجه گیری شخصی من
با توجه به انبوه مطالب و استدلال هایی که تا کنون دیده ام و همین طور تحلیل های آماری و علمی گوناگون موجود تقلب گسترده و مهندسی آرا به وضوح دیده می شود. رفتار شنیع امنیتی و سانسور شدید خبری، مشی یک طرفه شورای نگهبان و صدا و سیما هم این نتیجه گیری را تایید می کند. به نظر من اگر آرای باطله به درستی اعلام می شد، خالی بودن صندوق ها قبل از انتخابات و پلمپ آن ها بعد از انتخابات به دقت بررسی می شد، این همه صندوق با آرای مضرب صد وجود نداشت، 170 حوزه با درصد شرکت کننده بین 95 تا 140 درصد نبود، آرای آقایان رضایی و کروبی تا این حد پایین نبود، در برخی از حوزه ها به نقل از آقای رضایی 70 درصد آرا با دستخط یکسان نبود و موارد بسیاری از این دست، انتخابات حداقل به دور دوم کشیده می شد. مدرکش هم در وزارت کشور موجود است
منتظر نظرهای دوستان هستم
تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران ۸۸

احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران ۱۳۸۸
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
Monday, July 6, 2009
باید به خانه ام ایران بازگردم - مقاله مرجان ساتراپی در نیویورک تایمز
باید به خانه ام ایران بازگردم
مرجان ساتراپی
پاریس- شش سال پیش در یکی از کافه های پاریس پای صحبت مردی نشستم که از او نام نمی برم. او گفت که بیست و چهار سال است که به ایران نرفته و ایران را درست بعد از انقلاب سال 1979، ترک کرده است.
او در باره خیلی چیزها صحبت کرد و صحبت هایش را چنین خاتمه داد:« وقتی کشورت را ترک کردی دیگر فرقی نمی کند کجا زندگی کنی، اما من نمی خواهم در جایی بجز ایران بمیرم وگرنه زندگی ام معنایی نداشته است».
صحبت های او اثر عمیقی روی من گذاشت. درباره حرف هایش فکر کردم نه به این دلیل که مفهوم روشنفکرانه آن را در بیابم اما دلم می خواست معنای حرفش را با همه قلبم احساس کنم. من هم به این نتیجه رسیده ام که فقط باید در کشور خودم، ایران، بمیرم وگرنه زندگی ام بیهوده بوده است».
زمانی که پای سخنان آن مرد نشستم، چهار سال بود که به خانه ام بیرون آمده بودم.
بله، من ایران را خانه می نامم چون بدون توجه به اینکه من چند سال در فرانسه زندگی کرده ام، و برخلاف این نکته که بعد از این همه سال خودم را فرانسوی هم می دانم،اما لفظ "خانه" فقط یک معنا دارد: ایران.
گمان می کنم برای همه چنین است: خانه آنجایی است که در آن بدنیا آمده و بزرگ شده باشی.
این اهمیت ندارد که من چقدر عاشق پاریس و زیبایی هایش هستم، تهران با همه زشتی هایش در چشمان من و تا ابد "عروس" شهر های جهان است.
مسئله موقعیت جغرافیایی، بوی باران و همه چیزهایی است که می دانیم بی آنکه بدانیم چرا این چیزها را می دانیم.
موضوع کوه البرز است که محافظ شهر من است. آن کوه کجاست؟ چه کسی از من محافظت می کند؟
موضوع بوی تحمل ناپذیر هوای آلوده است، بویی که برایم آشناست.
موضوع این است که آبی آسمان همه جا یک رنگ نیست، همینطور نور خورشید که همه جا یکسان نیست.
موضوع خواستن این است که بتوانم زیر آبی آسمان خودم قدم بزنم، خواستن این که تابش خورشید خودم، پشتم را نوازش کند.
آن زمانی که به حرف های مرد گوش می دادم چهار سال از زمانی که از خانه آمده بودم می گذشت. امروز ده سال دیگر گذشته است. اگر بخواهم دقیق بگویم، ده سال و شش ماه و سه روز.
در تمام آن سال ها گمان می کردم که بدون اینکه بتوانم در کوهستانم قدم بزنم، چند دهه زندگی کنم. اما 18 روز پیش، در روز 12 ژوئن سال 2009 اتفاقی افتاد، اتفاقی که هرگز فکرش را نمی کردم در زنگی شاهدش باشم: ایرانیان به فضای بسیار کوچکی که از دموکراسی برایشان باقی مانده بود، فضایی که فقط قادر بودند به کاندیدایی که شورای نگهبان برایشان تعیین کرده بود هجوم ببرند و رای بدهند.
سووالی که رسانه ها قبل از انتخابات می پرسیدد این بود:« آیا ایرانیان آماده دموکراسی هستند؟»
پاسخ بلند و واضح آمد:« بله، هستند!»
با حضور 85 درصدی رای دهندگان، آنها به این رویا فرو رفتند که تغییر امکانپذیر است.
آنها باور کردند که :« بله، ما می توانیم».
لزومی ندارد که گفته شود که این اولین بار هم نیست که ایرانیان نشان دادند که تا چه اندازه عاشق آزادی هستند. به قرن بیستم نگاهی بیاندازید: آنها انقلاب مشروطه را در سال 1906 (برای اولین بار در اسیا) براه انداختند، صنعت نفت را در سال 1951، ملی کردند(اولین کشور در خاورمیانه)، در سال 1979 انقلاب کردند و در سال 1999 جنبش دانشجویی آغاز شد. و حالا فریاد کر کننده دموکراسی آغاز شده است.
در حدود بیست سال پیش، زمانی که هنر را در دانشگاه تهران آغاز کردم، موضوع سیاست آنقدر ترسناک بود که ما حتی جرات فکر کردن به آن را نداشتیم. حرف زدن درباره سیاست؟ تصورش را هم نکن!
تظاهرات علیه رئیس جمهور در خیابان، ورای حقیقت!
انتقاد از رهبر؟ آخرالزمان!
فریاد "مرگ بر خامنه ای" سر دادن؟ مرگ!
مرگ، شکنجه و زندان بخشی از زندگی هر جوان ایرانی است. آنها مثل ما نیستند، دوستان من و من در زمانی که همسن آنان بودم؛ آنها نمی ترسند. آنها مثل آن زمان ما نیستند.
آنها دستانشان را بالا می برند و می فریاد می زنند:« نترسیم،نترسیم، ما همه با هم هستیم!»
آنها فهمیده اند که هیچ کس حقشان را به آنها نمی دهد و خودشان باید حقشان را بگیرند.
آنها برخلاف نسل قبل از خودشان-نسل من که آرزویش ترک کردن ایران بود- رویای واقعی رفتن از ایران نیست بلکه مبارزه برای آن است، ازاد کردن آن است عشق ورزیدن و دوباره ساختن آن است.
آنها دستان همدیگر را می گیرند و فریاد می زنند:« می جنگیم!می می میریم!ذلت نمی پذیریم!»
آنها با وجود اینکه می دانند شرکت در تظاهرات مواجه شدن با مرگ است، از خانه بیرون می روند.
امروز در جایی خواندم که "انقلاب مخملی" تبدیل به "کودتای مخملی" شده است، که رگه هایی از طنز در آن بود. اما بگذارید چیزی را بگویم: این نسل، با امیدهایش، رویا هایش، خشم و شورش، برای همیشه روند تاریخ را تغییر داد. دیگر هیچ چیز مثل گذشته نخواهد ماند.
از این به بعد، هیچ کس ایرانیان را با رئیس جمهور منتخبش نمی سنجد.
از این به بعد، ایرانیان ترسی ندارند. آنها اعتماد به نفس خود را باز یافته اند.
آنها با وجود همه خطرات فریاد می زنند نه!
و من می دانم که این تازه آغاز راه است.
از این به بعد، من همواره خواهم گفت:« زمانی که سرزمینت را ترک کردی فرقی ندارد که کجا زندگی می کنی. اما من تنها برای مردن به ایران می روم. من یک روز برای زندگی کردن به ایران می روم وگرنه زندگی ام بی معنا خواهد بود».
منبع: نیویرک تایمز 4 ژوئیه
دیدار با رهبری
دیدار با رهبری
آقاي حقاني ازدفتر مقام رهبري به من تلفن كرد وگفت كه ساعت 6 بعد از ظهر به ملاقات ايشان بروم. فيالواقع 5 نفرازاعضاي ستاد آقاي كروبي (منتجب نيا، نجفي،خباز، خانم كروبي و من) را براي اين ملاقات دعوت كرده بودند.
پس از ورود به محل ملاقات متوجه شدم كه به غير از ما، از ساير ستادهاي انتخاباتي و شوراي نگهبان، وزارت كشور، دادستاني كل كشور و بازرسي كل كشور نيز افرادي را دعوت كردهاند.
اظهارات اوليه آقاي خامنهاي
جلسه بينظيري است – رفقاي ديروز و رقيبان امروز همگي جمع شدهايم.
اينجوري تنظيم كردم كه هر مجموعهاي در دقايقي كوتاه حرف دلش را بزند. هيچ تقيه و ملاحظهاي هم نكند. ما در چهار راهي پر ترافيك گرفتار شدهايم. در ترافيك هم همه اعصابها بهم ميخورد. اما بايد از آن عبور كنيم. به يك تربيتي شروع كنيم. مي خواهيد به ترتيب سن باشد. از مجموعه آقاي كروبي شروع مي كنيم كه شيخالكانديداها بودهاند.
اظهارات من
من چند سال است كه با شما ملاقات نداشته ام. اما ابتدا بايد عرض كنم من همان مرتضي الويري هستم كه قبل از انقلاب شما خطبه عقد مرا خوانديد، با همان اعتقادات به اسلام و با همان عشق به مملكت. اما امروز نگران انشقاق جامعه ايراني هستم. من در صوت رساني راهپيماييهاي ميليوني زمستان 57 با تعدادي از فارغالتحصيلان شريف حضور داشته و از بالاي تير چراغ برق جمعيت را نگاه مي كردم و در راهپيمائي سالگردهاي 22 بهمن در اين سه دهه حضور داشتهام، اما بايد اعتراف كنم راهپيمائي ديروز از همه وسيعتر و بزرگتر بود. اين يك هشداري است كه بايد جدي گرفته شود. معلوم مي شود مردم دغدغهاي دارند كه عليرغم همه ناملايمات اين چنين به صحنه ميآيند.
اشكالات ما به انتخابات طي نامهاي به امضاي آقاي كروبي ديروز به شوراي نگهبان تقديم شده است.اين اشكالات در چهار سرفصل خلاصه ميشود.
سر فصل اول عدم صلاحيت فردي احمدينژاد در تطبيق با مفاد اصل 115 قانون اساسي است.
در اينكه ايشان رجل سياسي هستند يا نه ما وارد نمي شويم زيرا سليقهها فرق مي كند. اما در همين اصل آمده كه رئيس جمهور بايد امانتدار و با تقوي باشد.
امانتداري اقاي احمدينژاد زير سئوال است. زيرا به موجب گزارش ديوان مجاسبات، وي 2000 مورد تخلف مالي در سال 86 داشته و يك ميليارد دلار نيز در سال 85 مفقود است. در مورد تقوي هم بايد گفت كه شرط لازم براي تقوي صداقت و راستگوئي است. اگر فرصت بود مصاديق زيادي از خلافگوييهاي آقاي احمدينژاد را در اينجا بيان مي كردم.
فصل دوم، تخلفات پيش از برگزاري انتخابات است.
يكي از آنها توزيع هزاران ميليارد تومان پول به صورت نقدي و كالائي بين مردم از منابع عمومي است. از توزيع سيبزميني مجاني گرفته تا واگذاري 6 ميليون سهام عدالت و تا پرداخت عليالحساب اضافه حقوق در حاليكه اسناد آن هنوز آماده نشده است. طبق گزارشهاي موجود 80 درصد اعتبار ساليانه سازمان تامين اجتماعي و كميته امداد تخصيص داده شده و در ميانه سال بايستي براي تامين اعتبار اصلاحيه به مجلس بفرستد. دومين تخلف پيش از برگزاري انتخابات استفاده تبليغاتي از روزنامههائي است كه از يارانه دولتي استفاده ميكنند مانند كيهان، ايران و جام جم و......
سومين تخلف پيش از برگزاري انتخابات، تبليغات يك سويه رسانه ملي به نفع آقاي احمدينژاد در جهت تخريب بقيه است كه از چند ماه پيش آغاز شد. صدا و سيما به اين نيز بسنده نكرد و در آخرين ساعات آزادي تبليغات، بيست دقيقه بطور اختصاصي در اختيار آقاي احمدي نژاد قرار داد و براي خالي نبودن عريضه 76 ثانيه نيز به آقاي كروبي مرحمت كردند كه به عنوان اعتراض از آن استفاده نكرديم.
فصل سوم مربوط به تخلفات روز انتخابات است.
تخلفات روز انتخابات به طورخلاصه به اين شرح است:
1-سيستم پيامك وSMS را كه وسيله ارتباطي ما با نمايندگان نامزد بر روي صندوقهاي راي بود قطع كردند.
2-براي بسياري از كسانيكه به عنوان ناظر معرفي كرديم كارت صادر نكردند.
3-بسياري از ناظرين ما اجازه نيافتند كه موقع پلمب كردن صندوق حاضر باشد.
4-در بسياري از صندوقها گفتند تعرفه تمام شده در حاليكه چند ميليون تعرفه اضافه چاپ كرده بودند.
5-در حاليكه در بسياري از صندوقها جمعيت براي راي دادن صف كشيده بودند، درب حوزه را بستند در حاليكه در سالهاي قبل بعضاً تا ساعت يك نيمه شب نيز راي مردم اخذ شد.
فصل چهارم تخلفات مربوط به نحوه اعلان نتايج انتخاباتي است.
طبق روال قانوني بايستي ابتدا نتايج هر صندوق در فرمهاي موسوم به 22 درج و امضا شود. سپس در فرمانداري اين فرمهاي 22 در فرمي موسوم به 28 تجميع و به وزارت كشور ارسال ميگردد. وزارت كشور بدون توجه به اين مراحل به صورت مستقيم شروع به اعلان نتايج نمود كه بسيار مشكوك است. به نظر مي آيد نتايج اعلان شده اصلا ربطي به فرمهاي 22 و 28 و تجميع صندوقها ندارد، بلكه طبق طرح از پيش تنظيم شده قرار بوده است كه آقاي احمدينژاد قدري بيشتر از 24 ميليون كه راي آقاي خاتمي بوده راي بياورد. قرار بوده است آقاي كروبي كه قدري زباندرازي كرده و بحث اصلاح قانون اساسي و حقوق شهروندي را مطرح كرده بيش از 300 هزار راي نياورد. اما بنا به دلايل چهارگانه فوق انتخابات را كاملاً مخدوش مي دانيم.
سخنان دكتر بهشتي (به نمايندگي از گروه ميرحسين موسوی)
نكته اساسي اين است كه نبايد بگذاريم جمهوريت نظام مخدوش شود. برخوردهاي هتاكانه و پردهدري هايي كه در اين انتخابات صورت گرفت فضاي مسمومي و پرداخته كه ساخته را بر جامعه حاكم كرد. در فضاي مسمومي دروغ و نيرنگ است نميتوان انتظار انتخابات سالم داشت. با اين وضعيت جمهوريت نظام قرباني شده است. احياي جمهوريت ايجاب ميكند كه اين انتخابات ابطال شود. متأسفانه هفت نفر از اعضاي شوراي نگهبان از نامزد حاكم حمايت كردند و لذا اين شورا نميتواند مرجعي بي طرف براي رسيدگي به شكايات باشد.
اظهارات آقاي دكتر دانش جعفري (نماينده گروه محسن رضايي)
ضمن تأئيد اشكالاتي كه نمايندگان آقاي كروبي و موسوي بيان كردند، اضافه ميكنيم استفاده از منابع دولتي توسط نامزد حاكم بسيار فراگير و گسترده بوده است. به عنوان مثال 5 ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي در تابستان سال گذشته براي جبران خسارات خشكسالي تصويب شد. دولت از توزيع اين اعتبار به روستائيان و خسارت ديدگان امتناع كرد، با آنكه لايحه را با قيد دوفوريت به مجلس داده بودند. نهايتاً اين اعتبار در آستانه برگزاري انتخابات توزيع شد. رفت و آمد آقاي رئيس جمهور با هواپيماي دولتي براي تبليغات انتخاباتي امكان ويژه آقاي احمدي نژاد بود كه در اختيار سايرين نبود. تعدادي از وزرا كه حق نداشتند با اين عنوان تبليغات انتخاباتي كنند در حد وسيعي به استانهاي مختلف رفتند و براي آقاي احمدي نژاد تبليغ كردند. در اصفهان يكي از اعضاي شوراي نگهبان به نفع آقاي احمدي نژاد سخنراني كرد.
مداخله نيروهاي مسلح و بسيج به نفع يكي از نامزدها بر خلاف نظرات امام يكي ديگر از خلافكاري هاي انتخابات اخير است .
آقاي خامنه اي به شوخي و لبخند : منظورتان حمايت آن ها از نامزدي كه سابقه نظامي داشته ؟
- خير . حمايت گسترده از نامزد حاكم . سخنان حضرتعالي در كردستان هم به زعم بسياري ، حمايت از آقاي احمدي نژاد تفسير شد. اشكالات فراواني بر اين انتخابات مترتب ميدانيم و براي برون رفت از وضعيت فعلي هم پيشنهادي داريم كه اگر بفرمائيد تقديم ميكنيم.
اظهارات آقاي هاشمي ثمره (به نمايندگي از گروه آقاي احمدي نژاد)
پس از خواندن دعاي فرج – اين پيروزي را به حضرتعالي تبريك ميگوئيم. اين واقعه لبيك بود به پيام حضرتعالي- موضعگيري دوستان و دشمنان نشان ميدهد كه واقع روز 22 خرداد چقدر مهم است.
22 خرداد موجب احياي دوباره جمهوريت و اسلاميت نظام شد. جمهوريت از اين نظر كه 84% مردم در اين انتخابات شركت كردند كه در نوع خود بينظير است. اسلاميت از نظر توجه به پيام حضرتعالي. حرفهايي كه نمايندگان نامزدها زدند بيشتر بهانهجويي است. آيا اعلان پيروزي موسوي در پايان انتخابات روز جمعه توسط آقاي موسوي كار درستي بود؟
اظهارات كوتاه آقاي خامنهاي
مطالب و اشكالاتي كه بقيه گفتند بيان همان مطالبي است كه آقاي الويري دستهبندي شده گفتند. شوراي نگهبان ميگويد برخي از اين اشكالات متوجه آنها نيست. راجع به سخنراني كردستان – من در كردستان حرفهاي هميشگي خود را زدم – آقاي كروبي گفت من رفتم ايلام گفتم اينهايي كه خامنهاي ميگويد (ويژگيهاي آقاي رئيس جمهور) اين من هستم. پس هر كسي ميتواند مطالب من را به خودش تطبيق دهد.
اظهارات آقاي دانشجو ( به نمايندگي از گروه وزارت كشور)
من درمورد مطالبي كه نمايندگان نامزدها گفتند و اتهاماتي كه زدند ابراز نظر نميكنم و آن را به خدا واگذار ميكنم.اجازه ميخواهم گزارش از روند انتخابات از چهار پنج ماه پيش تا كنون را به استحضار برسانم. (آقاي دانشجو متني چند صفحهاي را كه قبلاً نوشته بود قرائت كرد.) آقاي دانشجو در گزارش خود گفت كه تعداد ناظرين نامزدها در تهران و كل كشور به شرح زير بوده است:
تهران كل كشور
آقاي احمدي نژاد 2712 33058
آقاي موسوي 2915 40000
آقاي رضايي 348 5421
آقاي كروبي 599 13506
آقاي دانشجو گفت كه تا كنون هيچ شكايتي به ستاد انتخابات وزارت كشور تا اين تاريخ نرسيده است. (لازم به ذكر است كه در روز برگزاري انتخابات دهها شكايت از ستاد انتخاباتي كروبي به ستاد انتخابات وزارت كشور ارسال شد.)
اظهارات آقاي كدخدايي (به نمايندگي از گروه شوراي نگهبان)
شوراي نگهبان علاوه بر وظايفي نظارتي كه از قبل انجام ميداده دو اقدام جديد را نيز در دستور كار خود قرار داد. يكي اينكه بر روي تعرفهها علاوه بر مهر ستاد انتخابات، مهر نظارت را هم در آن پيشبيني كرديم. دوم اينكه درخواست كرديم نمايندگان نامزدها در محلي كه در شوراي نگهبان پيشبيني كرديم حاضر باشند و در جريان گزارشهاي دريافتي در روز انتخابات قرار بگيرند.
بسياري از اشكالاتي كه آقايان براي انتخابات مطرح كردند كلي است كه شوراي نگهبان نميتواند رسيدگي كند. اما ما با بررسي شكايتها را شروع كرديم.
اظهارات كوتاه من
حاج آقا اگر اجازه بفرمائيد قبل از اينكه جنابعالي مطالب خود را بيان كنيد اجازه دهيد هر يك از نامزدها در حد سي ثانيه يا يك دقيقه پيشنهاد خود را براي برونرفت از وضعيت فعلي بيان نمايند.
اظهارات آقاي خامنهاي
-آن را بگذاريد براي وقت اضافي
مطالبي كه آقاي خامنهاي فرمودند بطور مشروح در رسانه ها منتشر شد ااما برخي نكات مهم آن به اين شرح است:
- انتخابات هميشه مظهر وحدت ملت و عزت ملي بوده.
- بايد سعي كنيم انتخابات موجب انشقاق نشود.
- براي من شبهاي انتخابات بسيار جالب بود كه طرفداران نامزدها در خيابان ها جمع ميشدند بدون اينكه بين آنها درگيري باشد.
- بايد اطمينان كامل براي همه حاصل شود.
- من شخصاً در همه انتخاباتهاي گذشته به مسئولين اعتماد كردم در حاليكه ميدانيد از سلايق مختلف بودند. اما اين اعتماد موجب نميشود كه شبهه تعقيب نشود.
- هر طرفي بايد ملاحظاتي بكند. همه بايد حلم داشته باشيم.
- حساب تشنجها بايد از نامزدها جدا شود. اگر كس ديگري هم رأي ميآورد همين بساط بود.
- همه تكليف داريم از هويت اين ملت دفاع كنيم.
* * *
در اين جا آقاي خامنهاي فرمودند كه از اين به بعد جلسه غير رسمي و خصوصي است. دوربين ها و ضبط را جمع كنيد.
در اين بخش از برنامه كه قرار بود طبق پيشنهاد من، فرصت يك دقيقهاي به نامزدها داده شود، آقاي خامنهاي ضمن اشاراتي به مسائل قبل از انقلاب و اينكه ايشان با مرحوم آيت ا... طالقاني خطبه عقد مرا خواندهاند و اينكه ميزان مهريه (يك كلام ا... مجيد) در آن زمان خيلي ارزشمند بود و...... از من خواستند كه در حد يك دقيقه پيشنهاد خود را بيان كنم.
اظهارات من
به هر حال از ناحيه جمع كثيري از مردم اين انتخابات مخدوش است و بايد ابطال شود. قبول است كه شوراي نگهبان مرجع رسيدگي به شكايات است. اما ميدانيد كه اولاً شوراي نگهبان خود را مسئول و متولي برخي از شكايات نميداند. ثانياً شوراي نگهبان به دليل جانبداري اعضايش از يك نامزد نميتواند در جايگاه داور قرار گيرد. بدون ترديد مشكلي كه امروز با آن مواجه هستيم بدتر از بحران 14 اسفند 59 است. در آن موقع اگرچه قانوناً ميبايستي پرونده 14 اسفند به قوه قضائيه ارجاع داده ميشد اما امام اين كار را نكرد، زيرا مرحوم بهشتي خودش يكطرف قضيه بود. لذا مرحوم امام يك كميته سه نفره را براي حل و فصل موضوع تعيين كرد. پيشنهاد بنده اينست كه جنابعالي، يا يك حكميت حقيقت ياب كه مورد قبول طرفين باشد تعيين كنيد و يا موضوع را به مجمع تشخيص مصلحت ارجاع دهيد. اين كار كاملاً قانوني است زيرا رهبر ميتواند طبق اصل 110 قانون اساسي يك موضوع را كه معضل نظام باشد به مجمع تشخيص ارجاع دهد.
اظهارات زنگنه
حاج آقا بحث ما روي 40 ميليون رأي نيست. قبول داريم كه 40 ميليون رأي موجب افتخار است. ما نميخواهيم اين افتخار را ناديده بگيريم. بلكه بحث ما اين است كه آراء بكلي جابجا شده است. شما ميگوئيد شوراي نگهبان بررسي كند. مگر شوراي نگهباني كه هفت نفر از آنها از آقاي احمدي نژاد حمايت كردند ميتواند يك مرجع قابل قبول باشد و مردم به آنها اعتماد كنند.
اظهارات آقاي خامنهاي
در اينجا آقاي خامنهاي صحبت زنگنه را قطع كردند و گفتند شما احساساتي هستيد. قبلاً هم همينطور بوديد و وقتي احساساتي ميشديد اشك توي چشمتان جمع ميشد و ..
مگر وقتي خاتمي با 20 ميليون رأي پيروز شد مردم عصباني نبودند. مسئولي آمد و گفت انتخابات را ابطال كنيد – من به او تشر زدم كه هنوز از من گلهمند است.
- امكان تقلب نيم درصد هم وجود ندارد. مگر ميشود ده ميليون رأي را جابجا كرد.
- اگر در اين مملكت به آقاي مؤمن و آقاي جنتي اعتماد نكنيد به هيچكس نميتوانيد اعتماد كنيد بنابراين به عهده آنهاست شكايات را بررسي كنند.
- شما بدانيد صد درصد من ابطال را رد ميكنم. ابطال يعني زدن توي دهن مردم.
- مسأله مرجع هم، اينجا مرجع قانوني وجود دارد. چه معني دارد يك كميته يا مرجع ديگري تعيين كنيم. حتي اگر لازم شد صندوقهايي را بازشماري كنند. اما من مطمئن هستم كه نتايج عوض نخواهد شد. به آقاي موسوي گفتم مجراي قانوني شوراي نگهبان است. ايشان هم قبول كردند.
اظهارات آقاي عباس آخوندي
در انتخابات سال 76 وقتي حدود ساعت 10 عصر جمعه معلوم شد كه اقاي خاتمي رأي آورده من به آقاي ناطق پيشنهاد دادم تبريك براي آقاي خاتمي را هرچه سريعتر بفرستد. اين كار ساعت ده صبح شنبه انجام شد و جامعه آرام گرفت. اين كار در آن موقع امكان پذير بود، چون وجدان جامعه پذيرفته بود كه آقاي خاتمي رأي آورده است. اما امروز وجدان جامعه چنين چيزي را نميپذيرد.
دراينجا نماينده آقاي محسن رضايي ميخواست صحبت كند كه آقاي خامنهاي گفت خسته شده است و جلسه پايان يافت
(http://www.roozonline.com گرفته شده از سایت).
Sunday, July 5, 2009
کدیور: بنابر استدلال آقای خامنه ای خون شهدای انقلاب ۵۷ به گردن آیت الله خمینی است و نه شاه!
چکیده سخنرانی مشروح آیت الله محسن کدیور در مجلس ختم شهدای کودتای ۲۲ خرداد که در امریکا برپا شده بود:
در مجلس ختم شهدای جنبش سبز مردم ایران دور هم جمع شده ایم. ما میگوییم مقام محترم رهبری دامه ظله به واسطه حمایت زودهنگام از رئیس جمهور بدنام قبل از طی مراحل قانونی، بی طرفی و انصاف لازم جهت داوری در این غائله را از دست داده، متاسفانه در مقابل مردم قرار گرفته اند.
سرکوب سبوعانه تظاهرات مسالمت آمیز مردم، مردم معترض توسط نیروی انتظامی، بسیج و ماموران لباس شخصی کاری کاملا غیر قانونی بوده است. وزارت کشور، قوه قضاییه و مقام محترم رهبری در تجاوز به حقوق قانونی مردم مقصرند و نسبت به خونهای به ناحق ریخته شده و تخریب اموال عمومی و خصوصی و ضرب و جرح مردم بیدفاع باید پاسخگو باشند. این سخن که گفته میشود هر کسی که مردم را به خیابان فرا خوانده مسئول خون آنهاست مثل این است که بگوییم مرحوم آیت الله خمینی مسئول خون شهدای انقلاب اسلامی است نه شاه معدوم. مثل اینکه بگوییم رسول الله مسئول خون شهدای بدر و اُحد بوده است نه مشرکان بخاطر اینکه پیغمبر مردم را دعوت کرده است به احد و بدر.
دستگیری بی سابقه سران احزاب مخالف دولت و آغار شوهای تلویزیونی اقرارهای تحت فشار بر خلاف قانون و من صریحا بگویم نوعی اعلام حکومت نظامی در ایران است. حکومت نظامی که شاخ و دم ندارد.
سانسور شدید مطبوعات، کاهش سرعت اینترنت وگاهی قطع آن، قطع تلفن همراه، قطع پیامک علائم کامل حکومت کودتا و برخلاف نص قانون اساسی است.
آن وقت گستاخانه دم از قانون گرای میزنند.
اگر قرار است قانون رعایت شود اول از همه باید قانون آحاد مردم رعایت شود. مردم به شکل مسالمت آمیز اعتراض دارند. بدون هیچ شعاری به خیابانهای تهران آمده اند. می گویند رای ما کو؟ به جای اینکه آدرس رای آنها را به آنها نشان بدهیم سرکوبشان می کنید؟ به خاک و خونشان می غلطانید؟
این فیلمهایی که در دنیا پخش شده، آیا اینها وهن اسلام نیست؟ آیا کسی باور میکند اگر شما در خیابان با مردم اینگون وحشیانه رفتار میکنید با دشمنانتان چگونه رفتار خواهید کرد؟
امروز وقتی این فیلم ها در دنبا پخش میشود که مردم بیگناه را در خیابان به خاک و خون میکشند باور کنید که این بالاترین ضربه ای بود که شما به اسلام و تشیع در دنیا وارد کردید. ماموران شما بنام دین باتوم بر سر مردم میکوبند. بعد آدرس غلط میدهید. فرافکنی میکنید. میگویید مردم میخواهند دیکتاتوری برپا کنند. در قاموس سیاسی دیکتاتوری معنای دیگری دارد. دیکتاتوری معنایش این است که یکنفر به جای همه تصمیم بگیرد. معنایش این است یکنفر مادام العمر حکومت کند. معنایش این است که مقام پاسخگو نباشد. معنایش این است که هیچ نهاد رسمی بر او نظارت نداشته باشد. آیا این صفات در ما جمع است یا در شماها؟ الآن تلقی حاکمیت و مردم متضاد شده است. ۱۸۰ درجه مقابل هم قرار گرفته است. حاکمیت پشتگرم به قوه قهریه، به پول نفت، به رادیو تلویزیون انحصاری. مردم جز خودشان و خدایشان هیچ چیز ندارند.
ولایت فقیه اکنون سه راه حل بیشتر ندارد.
۱- به سرکوب مردم ادامه دهد.استبداد دینی را در ایران مسلط کند. به سلطنت مشروعه یا حکومت اسلامی یا خلافت اسلامی اقدام کند .جمهوریتش را حذف کند و بر قبر جمهوریت پایکوبی کند.
۲ - ولایت فقیه آنچنانکه در قانون اساسی آمده است باقی بماند اما به عنوان نماد ملی و سمبل وحدت اسلامی تبدیل شود. از منازعات داخلی ارتفاع بگیرد و به مقام عالی و تشریفاتی تبدیل شود. مانندامپراطور ژاپن – پادشاه هلند و یا ملکه انگلستان که آنها قانونا اختیارات فراوان دارند اما هرگز مجاز به استفاده از آنها نیستند. آنها سمبل کشورند. ولکن اراده ملی در دست نخست وزیر یا رئیس جمهوری مطابق قانون اساسی هست. اینهم راه حل دوم یعنی اینکه بماند اما سلطنت کند، نه حکومت.
۳- بطورکلی از قانون اساسی حذف شود. به پیش نویس قانون اساسی رجوع شود و جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه (تشویق حضار) آغاز شود.
و حکومت و جامعه به روشهای اسلامی اداره شود یعنی تا وقتی که مردم بخواهند و شورای نگهبانی منتخب نمایندگان مردم انتخاب شود. این هم ممکن هست .
متاسفانه شاهد این هستیم که راه اول پیش گرفته شده است اما بنظر می رسد اگر دوست دارند به راه حل سوم دچار نشوند چاره ای جز راه حل دوم نخواهند داشت..
مردم می فهمند . مردم شعور دارند . مردم تهران و ایران با این راه پیمائی های مسالمت آمیز خود نشان دادند بسیار رشیدند و مسائل را بشدت متوجهند. به منسوبان و منصوبان رهبری بنگریم و میانگینی از تدبیر، عدالت، اخلاق و بیطرفی آنان را بگیریم و آنوقت به مقامات معظم و عالیرتبه خود نمره عدالت و تدبیر بدهیم.
امروز تدبیر دکتر محمود احمدی نژاد - بی طرفی آیت الله جنتی - عدالت عالی جناب قاضی سعید مرتضوی - اخلاق برادر حسین شریعتمداری نمایانگر عدالت و تدبیر حاکمیت درجامعه ما هست ..
انتظار ملی از مجلس خبرگان بررسی شرایط لازم تدبیر و عدالت هست.
راستی اگر در زمان شاه معدوم، قبل از انقلاب اسلامی مردم چنین اعتراض می کردند، شاه با آنان چه رفتاری میکرد؟ می پرسم رفتار ولی فقیه مدبر عادل با شاه ظالم سرسپرده اجنبی چه تفاوتی داشته است.
آیا شاه معدوم مخالفان خود را نوکر و بازیخورده اجنبی و مخل امنیت و نظم عمومی معرفی نکرد؟ آیا شاه بواسطه پخش اعلامیه های رهائی بخش مرحوم ایت ا لله خمینی از صدای بی بی سی، ما انقلابیون را انگلیسی نخواند؟
آیا شاه برای بدنام کردن معترضان و منتقدانش چماقداران و ماموران لباس شخصی را به تخریب اموال عمومی و تعرض به جان و مال مردم وانداشت و آنگاه آنها را به راهپیمایان و معترضان نسبت دهد؟ آیا شاه مطبوعات و رسانه ها را به محاق سانسور و تعطیلی نکشاند؟
با احترام می پرسم نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آمیز مردم چه فرقی با سرکوب شاهنشاهی داشته است ؟
به کرات در خطبه ها از واژه دیکتاتوری در سخنانتان استفاده کردید، معنی دیکتاتوری این نیست . دیکتاتوری این است که مطبوعات را تعطیل کنید . مامور می فرستید که تیتری بفرستید که تیتری مقابل میل ما نزنند. دیکتاتوری این است که مقام مادام العمر داشته باشید . مقابل مردم پاسخگو نباشیم . انصا ف بدهید کدام دیکتاتوری است؟
ما انقلاب نکردیم تا استبداد سکولار به استبداد دینی تبدیل شود. ما انقلاب نکردیم که استبداد شاهنشاهی تبدیل به استبداد دیگر شود. ما انقلاب کردیم تا هرنوع استبدادی چه با تاج، چه با عمامه از میان برود .
این جمله را توجه کنید: "مردم اگر متوجه باشند و هوشیار باشند، اگر نشانه های کبر و غرور و خودخواهی را در زمامداران فورا ببینند و بشناسند و خیرخواهانه اعتراض کنند و اگر احساس کردند که زمامدار در صدد رفع این بیماری نیست در مقابل او تعرض کنند یقتینا آن بیماری علاج خواهد کرد
۳۰ خرداد ۱۳۶۳ روزنامه جمهوری اسلامی – آیت الله خامنه ای
من خدمت مقام معظم رهبری متواضعانه و مودبانه عرض می کنیم که ما احساس کردیم رهبرمان متوجه بیماری نیست و به او تعرض کرده ایم. آیا ممکن است که این بیماری علاج شود (تشویق حضار(
ما دو فاتحه داریم. فاتحه شهیدان ما که نه قبرشان را می دانیم نه گذاشتند که عزیزانشان برایشان بگریند. آنها را از کمترین حقوق شرعی محرومشان کردند و امروزدر غربت به یاد آنا ن جمع شده ایم. امروز مجلس ترحیم دیگری هم در ایران برقرار هست. ما فاتحه شهیدان را داریم و دیگران فاتحه جمهوریت نظامشان را. راستی کدامیک پیروز می شویم؟
(این مطلب بدون اجازه از سایت http://www.mizanpress.net گرفته شده است)
راهنمایی برای رسانه های خرد
پادزهر استبداد و فضای آلوده به رعب و وحشت، همبستگی است و پادزهر خشونت، قانون گرایی. لذا بسیار ارزنده تر خواهد بود که (خصوصا در خارج از کشور) به وظیفه رسانه ای خود بپردازیم. چرا که مهلک ترین ضربه به استبداد شکستن انحصارات اوست، خصوصا انحصار رسانه ای که پایه و اساس حکومت رعب و وحشت است.ا
، یک راهنمای بسیار کوتاه و آسان برای عملکرد مفیدتر و امن تر با بازدهی بالاتر تهیه شده، که اساس آن همکاری شما و پیش شرط آن توجه شما و جدی گرفتن این نقش مهم و تاریخی در برهه ی انقلاب رسانه و اطلاعات است. همچنان که می دانید از واژه انقلاب فیس بوک و تویتر زیاد سخن بر زبان ها رفته، هم اکنون که استبداد چاره را در فیلترینگ یافته، می باسیت نقش ایمیل و سازماندهی شخصی را جدی بگیریم. سازمانی که به اصطلاح " تخت" است، یعنی هر ایرانی برای خود یک رسانه، با حداقل وابستگی سازمانی.ا
چگونه؟ موارد زیر را اجرا کنید تا به زودی شبکه ای وسیع و با سرعت انتقال بسیار بالا برای همبستگی مان بسازیم:ا
راهنمای افزایش بازدهی رسانه های خرد
I. اصول و ارزیابی ظرفیت
1. به اهمیت ابزار ایمیل پی ببرید
2.، یک یا چند میلینگ لیست مختص به اخبار سبز درست کنید و آدرس های قابل اعتماد را در آنها قرار دهید، موارد زیر را ارزیابی کنید:ا
الف: ارزیابی از تعداد افراد قابل دسترسی در تهران داشته باشید
ب(بسیار حیاتی): ارزیابی از تعداد افراد قابل دسترسی در شهرستانها داشته باشید و به جد در گسترش آن بکوشید
ج:ازریابی کلی از تعداد تمام افراد قبل دسترسی، چه در داخل و چه در خارج داشته باشید
3. با استفاده از موارد فوق، ظرفیت رسانه ای خود را برآورد کنید
II.سازماندهی
1. زمانی مشخص (تاکید بر "مشخص") از روز خود را به فعالیت رسانه ای اختصاص دهید ، هرچند کم
2. منابع اصلی خود را انتخاب کنید، هر زور به آنها سر زده و اطلاعاتشان را منتقل کنید، بین 5 تا 10 منبع
3. اخبار و اطلاعات دریافتی خود را از منابع متفرقه هر روز بررسی و پاک کنید و منتخب آنها را ارسال کنید، فراموش نکنید که در باره این اطلاعات مسئولیت متوجه شماست
4. آتش ایمیل را بگشایید ! تنها رقیب رسانه های انحصاری شمائید و بدانید که آینده جنبش را، سازمان
اطلاع رسانی آن رقم خواهد زد. یعنی ما
III. شبکه های دیگر
1. مهمترین شبکه هایی که می توانید از آن بهره ببرید، گروه های یاهو و گوگل هستند، در این گروه ها فعال شوید و یا چنانچه ارتباطی با صاحبان آن دارید، از آنها بخواهید در اطلاع رسانی کمک کنند. بدین وسیله حجم باور نکردنی و غیر قابل کنترلی از اطلاعات را سرازیر خواهید کرد
2. بلاگ ها، تلفن، اعلامیه چاپ شده و یا حتی دست نوشته را جدی بگیرید، خصوصا اگر به شهرستان دسترسی دارید، هر گونه شبکه ای که از طریق آن پیامی بتوان منتقل کرد را به کار گیرید
این نبرد، نبرد ترس و امید است، نبرد قانون و بی قانونی، نبرد انسانیت و دد منشی، نبرد انحصار و همبستگی،نبرد خون در برابر شمشیر، هیچ گاه طبیعت این نبرد را فراموش نکنیم و به بازیی وارد نشویم که "آنها" بهتر بلدند. این نبرد، نبرد صدا، صدا، صدا، صدا در برابر خفقان است.ا
به همین دلیل است که هر شب فریاد میزنیم که خدا بزرگترین است، تا به خود و آنان یاد آوری کنیم که استبداد هر چه قوی تر باشد زودتر می شکند.ا
اگر همه با هم باشیم، نخواهیم ترسید
صفحه اصلی میر حسین موسوی در فیس بوک
پیشنهاد فرزند شهید بهشتی به نمایندگان مجلس:طرح عدم کفایت رئیسجمهور را بدهید
پارلماننیوز: سید علیرضا حسینی بهشتی فرزند شهید بهشتی، با اشاره به برخی نمایندگان که قصد دارند از میرحسین موسوی شکایت کنند به آنها و سایر نمایندگان مجلس توصیه کرد که «طرح عدم کفایت رئیسجمهور را بدهید.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، این پیشنهادکه در قالب پیشنهادی که در نوروز منتشر شده، بدین شرح است:
شنیدن خبر طرح شکایت برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی به عنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و به ویژه تجربة سی سالة انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است.
علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند. به بیان دیگر، مجلس خانة ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن.
اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد. اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد.
کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟ و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟ مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.
ایکاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطرة شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند
Saturday, July 4, 2009
در دیدار مهدي كروبي با خانواده هاي بازداشت شدگان مطرح شد آیا آرای خاموش و تحریمی ها به احمدی نژاد رای داده اند ؟

اعتمادملي، مريم شباني: در آستانه تولد اميرالمومنين علي (ع) و روز پدر، مهدي كروبي با حضور در منزل محمدعلي ابطحي، احمد زيدآبادي، محمد قوچاني و عبدالله مومني ضمن ابراز همدردي با خانواده زندانيان حوادث اخير، نسبت به بازداشت چهره هاي سياسي و برخورد با اعتراض هاي مردمي به نتيجه انتخابات رياست جمهوري، انتقاد كرد. كروبي در ديدار با خانواده اين زندانيان، ضمن غيرقانوني دانستن بازداشت ها، ابراز اميدواري كرد كه هرچه سريعتر شاهد بازگشت تمامي بازداشت شدگان اخير به جمع خانواده باشد. مهدي كروبي اما در اين ديدارها، هم در جريان آخرين تماس هاي بازداشت شدگان با خانواده و نيز پي گيري هاي انجام شده توسط خانواده ها قرار گرفت و هم آخرين اطلاعات خود از وضعيت بازداشت شدگان را با اعضاي خانواده در ميان گذاشت و از تلاش هاي اين چهره ها در عرصه انتخابات تقدير و تشكر كرد.
***
مهدي كروبي در منزل محمد علي ابطحي با اشاره به سوابق سياسي و مبارزاتي ابطحي، بازداشت او را غيرقابل انتظار دانست و درباره چرايي آن گفت:« انتظار اين برخورد و بازداشت هاي گسترده را از نظامي كه برخاسته از يك انقلاب عظيم مردمي است، نداشتيم. بازداشت شدگان اخير مخالفين حكومت نيستند بلكه اعضايي در درون حكومت هستند كه نسبت به نتيجه انتخابات اعتراض دارند. اين درست نيست كه به جاي رفع شبهه دخل و تصرف در نتيجه انتخابات، عرصه را براي معترضين تنگ كنيم.» كروبي با بيان اين مقدمه لازم ديد يادآوري كند كه سه كانديداي معترض به نتيجه انتخابات – مهدي كروبي، ميرحسين موسوي و محسن رضايي- افرادي در درون نظام و متعلق به همين انقلاب هستند. كروبي بعد از اين يادآوري بود كه ترجيح داد آثار سوئي كه برخوردهاي اخير در جامعه خواهد گذاشت را با مثالي تشريح كند، اينچنين بود كه به قندان مقابلش در روي ميز اشاره كرد تا بگويد:« من و شما اين قندان را مي بينيم اما عده اي با زورمي خواهند بگويند كه اين چيزي كه شما مي بينيد قندان نيست و كوزه است. اما انتخاباتي برگزار شده و حادثه اي رخ داده است كه مردم همه از آن مطلع هستند. به هر شهر و روستايي هم برويد مردم داستانهاي بسياري درباره ماجراي انتخابات دارند. وقتي ما مي گوييم حادثه اي رخ نداده، اينگونه باور و اعتماد مردم را از بين مي بريم.» مهدي كروبي اما اين مثال را براي اخذ اين نتيجه اي بيان كرد:« اين اقدامات باعث از بين رفتن باورها و اعتماد مردم مي شود و اين بسيار خطرناك و نگران كننده است. به نظر من اكنون با يك فاجعه فرهنگي و ديني مواجه ايم كه ابعاد بسيار گسترده و وسيعي دارد و اين فاجعه هم تنها با از بين رفتن باورها و اعتماد مردمي تقويت مي شود.»
مهدي كروبي اما در ادامه لازم ديد براين نكته تاكيد كند كه :« مردم مي دانند كه آرايشان خوانده نشده است. يكبار در مناظره ها گفتم كه حتي ننه جون من هم مي فهمد كه وضعيت اقتصادي كشور بد است و امروز هم مطابق اخباري كه از شهرها و روستاها به كرات به ما مي رسد مي گويم كه اكنون تمام ننه جون هاي ايراني اين پرسش را دارند كه آيا در آرايي كه به صندوق ريختند دخل و تصرف صورت نگرفته است؟» كروبي همچنين نسبت به نحوه پوشش اعتراض هاي مردم در صداوسيما و رسانه هاي دولتي اعتراض كرد و توجه مسئولين را به نكته اي جلب كرد:« ما بايد بدانيم كه در چه زمانه اي زندگي مي كنيم. ما در زمانه اي زندگي مي كنيم كه تكنولوژي حرف اول را مي زند. نمي شود اعتراض هاي مردم را با خشونت جواب داد و بعد هم به قوه قضائيه نامه نوشت و خواستار شناسايي ضاربين مردم بيگناه شد. من خودم شاهد بودم كه مردم براي پس گرفتن راي خود راهپيمايي آرام و ميليوني كردند. آيا منظور آقايان اين است كه اين مردم خودشان همديگر را كشته اند؟پيشنهاد من به آقايان اين است كه يا در آينده انتخابات برگزاري نكنند يا اينكه فكري به حال سلامت انتخابات بكنند وگرنه در عصر تكنولوژي نمي توان حقيقت را از مردم پنهان كرد.»
در ادامه اين ديدار، دختر محمدعلي ابطحي نسبت به وضعيت نگهداري پدرش اظهار نگراني كرد و از تماس تلفني يك مسئول امنيتي با منزل آنها خبر داد كه در گفتگو با همسر ابطحي خواستار عدم پيگيري، مصاحبه و محدود كردن رفت و آمد چهره هاي سياسي به منزل آنها شده بود. مهدي كروبي هم در پاسخ به نگراني هاي فائزه ابطحي و دو فرزند ديگرش درباره آخرين اطلاع از وضعيت نگهداري ابطحي گفت:« اطلاع دارم كه از نظر جسمي خوب هستند و در سلول انفرادي نگهداري مي شود. تمام تلاش ما هم اين است كه زندانيان قرباني اين ماجراها نشوند و البته سرنوشت زندانيان بستگي به اقدامات ما دارد. اگر قضيه را رها كنيم نه تنها عرصه بر زندانيان كه بر آنهايي كه زندان هم نيستند تنگتر خواهد شد. من هركاري را كه بتوانم براي آزادي ايشان انجام خواهم داد و اميدوارم مسئولين هم مساعدت لازم را براي آزادي زندانيان انجام دهند.»
***
مهدي كروبي همچنين با حضور در منزل محمد قوچاني، سردبير روزنامه اعتمادملي به بازداشت او اعتراض كرد. كروبي پيش از اين نيز درپي بازداشت محمد قوچاني در دفتر روزنامه اعتمادملي حاضر شده و به بازداشت سردبير روزنامه خود و ديگر بازداشت هاي اخير اعتراض كرده بود. در اين ديدارعمادالدين باقي و مادر محمدقوچاني كه براي پيگيري وضعيت فرزندش از شهرستان به تهران آمده بود نيز حضور داشتند، كه مريم باقي، همسر محمد قوچاني ضمن غيرقانوني دانستن بازداشت هاي اخير و به خصوص بازداشت همسرش خطاب به مهدي كروبي يادآور شد:« بعد از پرس و جوي فراوان دانستم كه اتهامي كه براي محمد زده اند برهم زدن امنيت از طريق نوشتن مقالات و شركت در تجمعات عنوان شده است. درحالي كه امنيت را كساني برهم مي زنند كه آزادي بيان و قلم را محدود مي كنند و مانع از اجراي قانون اساسي مي شوند. درباره محمد قوچاني هم با قاطعيت مي گويم كه نه در تجمعي شركت كرده بود و نه بعد از انتخابات مطلبي درباره تحليل انتخابات نوشته بود. به علاوه در بازداشت هاي اخير نقض قانون هاي صريحي صورت گرفته كه مسئولين امنيتي بايد پاسخگوي اين قانون شكني ها باشند نه اينكه به ديگران اتهام بزنند.»
پس از مريم باقي نوبت مهدي كروبي بود كه در مقام ميهمان، او هم بازداشت ها و بسياري اتفاقات ديگر اين روزها را زيرسئوال ببرد:« وقتي مسئولين براساس محاسبات اشتباه، برنامه ريزي كنند، وضعيت خطرناكي ايجاد مي شود. نتايج زندگي كردن در فضاي كاذب بسيار ناگوار است. » در اين ديدار همچنين حاضرين نسبت به ميزان رايي كه توسط وزارت كشور براي كروبي اعلام شده بود اظهار تعجب و پرسش كردند كه مهدي كروبي نيز با تاييد سخنان آنان به گفتن اين جمله بسنده كرد كه:« اين تعداد رايي كه اعلام شده براي من بسيار عجيب است. دانشجويان تحكيمي، دراويش گنابادي و اهل حق، روشنفكران و اعضاي ستادهاي انتخاباتي و توده مردمي كه به نام من راي به صندوق ريخته اند متعجب مانده اند از ميزان رايي كه اعلام شده است.» مهدي كروبي بعد از بيان اين جملات و درحالي كه آماده برخاستن و ترك منزل قوچاني بود، لازم ديد كه خطاب به حاضرين و ميزبانان خود يك يادآوري بكند:« نمي دانم آخرش چه مي شود اما خودم را براي همه چيز آماده كرده ام و تا آخرش هم خواهم ايستاد و از حقوق مردم دفاع خواهم كرد.»
***
ديدار با خانواده احمدزيدآبادي منزلگاه ديگر شيخ مهدي كروبي بود. مهدي كروبي با 70 سال سن وقتي چهارطبقه پله را طي كرد،همان آستانه در، نفسي تازه كرد و دستي بر سر سه فرزند احمد زيدآبادي كشيد و بعد از احوالپرسي با همسر اين زنداني سياسي وارد منزل شد. كروبي در پاسخ به نگراني هاي همسر زيدآبادي اطمينان داد كه وضعيت او و ديگر بازداشت شدگان را پيگيري خواهد كرد و وقتي ميزبان از او پرسيد كه چه پيش بيني از وضعيت و روزهاي آينده دارد، گفت:« وضعيت سختي حاكم است. انها در قله كوه هستند و ما همه در دشت هستيم. اصلا تصور نمي كرديم كه چنين وضعيتي حاكم شود. گمان مي كرديم كه هرچقدر تعداد شركت كنندگان در انتخابات بيشتر و انتخابات پرشور برگزار شود، امكان مهندسي راي كمتر مي شود. همه قبول دارند كه اين انتخابات بسيار پرشور بود اما آيا اصلا قابل تصور است كه آراي خاموش و تحريمي هاي گذشته و كساني كه بي تفاوت به انتخابات بودند پاي صندوق هاي راي بيايند و همه به احمدي نژاد راي دادند؟ خيلي خنده دار است كه بگوييم آراي خاموش در دفاع از احمدي نژاد پاي صندوق ها آمده اند.» كروبي در ادامه به اعتراض هاي مردمي و حضور مردم در خيابان ها اشاره كرد و گفت:« كساني كه انتخابات را از قبل مهندسي كرده بودند گمان نمي كردند كه دامنه اعتراض ها اينچنين فراگير شود و مردم منفجر شوند. مطمئن باشيد هيچكس اين توانايي را ندارد كه مردم را به خيابان ها بكشاند و ما هنوز حزب و گروهي سياسي نداريم كه قادر باشد اين مقدار جمعيت را به خيابان ها بياورد. درواقع اين مردم بودند كه وقتي پس از آن شور انتخاباتي با جابجايي آراي خود مواجه شدند، به اعتراض آرام روي آوردند اما همين اعتراض آرام هم تحمل نشد و برخورد خشني با مردم صورت گرفت.»
مهدي كروبي كه يكي از شعارهاي انتخاباتي خود را عبارت « اين بار همه نمي خوابيم» انتخاب كرده بود، با شوخي و خنده به حاضرين گفت كه:« اين بار اتفاقا احتياجي به بيدار بودن نبود. آخرين ساعات روز راي گيري در دفتر بودم كه اولين نتايج آرا در خبرگزاري فارس اعلام شد. فهميدم كه اين بار داستان از چه قرار است. ساعت يك به منزل رفتم و خوابيدم و جالب اينكه خيلي هم سريع خوابم برد. حتي بعد از خواندن نمازصبح با اينكه هميشه خيلي دير به خواب مي روم اما اين بار چون مي دانستم كه داستان تمام شده است خيلي زود خوابم برد.» كروبي در ادامه صحبت هاي خود به حاكم شدن فضاي حذف در ساختار سياسي كشور اشاره كرد:« در چهارسال اخير موج حذف در مجلس و شوراها بسيار شديد بود. حتي سطح حذف در مجلس هشتم بسيار بيشتر از مجلس قبلي بود. هيچ منطق و دليلي هم براي اين موج حذف وجود ندارد و اگر ساكت بمانيم و اعتراض نكنيم وضعيت به مراتب بدتر مي شود و كار ما هم سخت تر. امروز چرا يك مقام نظامي درباره پرونده هسته اي صحبت مي كند و از اتحاديه اروپا مي خواهد كه اول از ايران عذرخواهي كند و بعد مي تواند پاي ميز مذاكره بنشيند. حال آنكه اين درخواست برعهده وزير خارجه يا دبير شوراي امنيت ملي است. اين سخن را يك ديپلمات ايراني بايد بگويد نه يك چهره نظامي. نبايد به نظر برسد كه ما وضعيت سختي در آينده خواهيم داشت و اين اظهارنظرها علايمي روشن است.»
***
مهدي كروبي با خانواده عبدالله مومني نيز در منزل آنها ديدار كرد. او پس از حضور در منزل عبدالله مومني، سخنگوي سازمان ادوار تحكيم كه از سازمان هاي حامي او در تبليغات انتخابات بود، وقتي از يكي از حاضرين شنيد كه هنگام بازداشت عبدالله مومني را مورد ضرب و شتم قرار داده اند با لبخند، اشاره به حضور دو فرزند نوجوان مومني در جمع كرد و گفت:« پيش بچه ها اين حرف را نزنيد.» مهدي كروبي وقتي از احوالپرسي همسر و فرزندان عبدالله مومني فارغ شد، در پاسخ به يكي از حاضرين كه از وضعيت اين روزها پرسيده بود، گفت:« ما بايد سالهاي گذشته قدر نعمت را مي دانستيم اما ترس و تحفظ ما را بيچاره كرده است. در آن دوران ما نسبت به اتفاقاتي كه روي مي داد بي تفاوت بوديم و اقداماتي به موقع و منطقي انجام نداديم و اين عدم هماهنگي در كارها و اقدامات خودمحورانه و تكروي ها باعث شد تا چنين شرايطي براي ما رقم بخورد. ما دوره سختي را در پيش داريم. پشت جريانات اخير تفكري خاص خوابيده است و اگر اين تفكر پيروز شود كار بر ما سخت خواهد شد.بايد نيروهاي سياسي ايستادگي كنند و موجب عقب نشيني اين تفكر شوند. اكنون هم من و موسوي، چه خوب و چه بد ايستاده ايم. مردم هم فداكاري كردند اما مشكلات با ايستادن من يا شما حل نمي شود.» مهدي كروبي همچنين در ادامه به مباحثي كه در روزنامه هاي حامي دولت درباره انقلاب مخملين آمده نيز اشاره كرد تا بگويد:« چه كسي مي خواهد كار مخملي بكند؟ من و موسوي دنبال انقلاب مخملي هستيم؟ آقايان خودشان به دنبال اين هستند تا تمرين كنند كه چگونه با حركت هاي مخملي مي شود برخورد كرد.»
مهدي كروبي در پايان ديدار با خانواده عبدالله مومني با فرزندان او عكسي به يادگار انداخت و به خصوص با فرزند بزرگ او كه درواقع فرزند برادر شهيد عبدالله مومني است نيز جداگانه عكس انداخت و با اظهار اميدواري براي آزادي زودهنگام مومني منزل را ترك كرد تا در روزهاي آينده به ديدار با خانواده ديگر بازداشت شدگان اخير نيز برود
Thursday, July 2, 2009
گاف شورای نگهبان و وزارت کشور در تقلب
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام

| اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟! سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند. نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟ تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود. تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء مردم است. در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟ بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت. اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است. پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود. فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد. متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید. کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید. تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام. واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟ امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند! میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند. من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده، توهین هایی که به مردم شده. من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود. مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟! اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است. اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟ دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت. حالا همه از فضای آرام سخن می گویند. فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟! واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است. اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود. بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند. در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند. آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند. کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند. در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟! این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟ اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته. با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است. فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود. همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم. هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید. مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند. نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد. در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است. خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند from: khatami.ir | ||
Wednesday, July 1, 2009
خبرنگاران بهت زده در مقابل 4 صندوق اخذ رای در کتابخانه شیراز
استاندار فارس و امام جمعه شیراز در حالی به صندوقهای رای که در کتابخانه در حال ساخت شیراز برخوردند که تیم خبرنگاران محلی آنها را همراهی می کردند
به گزارش محمدرضا نسب عبداللهی،روزنامه نگار در شیراز،عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ، استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندوق ها از آن ها خواست که به این موضوع در رسانه ها اشاره ای نکنند،او این صندوق ها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد
این خبرنگار شیرازی در وبلاگش نوشت :ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز که شعبه ای از کتابخانه ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه)قرار دارد ،صندوق های رای در حالی کشف شده اند که بنا بر قوانین انتخابات،پس از پایان شمارش آرا، صندوق ها باید به تهران فرستاده شده باشند
اطلاع رسانی عبرت صرفا جهت اطلاع مسئولان کشور میباشد
عکس چهار صندوق

منبع :http://nasabonline.blogfa.com
بدنبال انتشار این خبر و همزمان با نشر آن در عبرت خبرگزاری ایرنا در گفتگویی با دکتر علي اکبر صفي پور عصر گفت: يکي از وظايف سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران شناسايي ، جمع آوري و نگهداري کليه اسناد و مدارک توليد شده در نهادهاي دولتي مي باشد!
http://ebrat.ir/fa_default.asp?RP=M_content.asp&P1N=ContentID&P1V=2511
بیانیه موسوی بعد از تایید انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10 تير 1388







